حضرت مولانا:
این دهان بستی، دهانی باز شد!
تا خورنده لقمه های راز شد
چند خوردی چرب و شیرین از طعام
امتحان کن چند روزی در صیام
چند شب ها خواب را گشتی اسیر
یک شبی بیدار شو! دولت بگیر
گر تو این انبان ز نان خالی کنی
پر زگوهرهای اجلالی کنی
تا تو تاریک و ملول و تیره ای
دان که با دیو لعین هو شیره ای
طفل جان از دیو شیطان باز کن!
بعد از اتش با ملک انباز کن
لقمه تخم است و، برش اندیشه ها
لقمه بحر و، گوهرش اندیشه ها
((سلام دوستای خوبم
معذرت به جهت تاخیر و غیبت
ازتون التماس دعا دارم تو این شب ها و روزهای پر برکت مارو از دعای خیرتون محروم نکنید))
دلتون همیشه آبی